تبليغاتX
.•* *•. .• ایستگاه نهم.•* *•. .•

.•* *•. .• ایستگاه نهم.•* *•. .•

             

وقتی از همه جا نا امید شدی برو توی کوه فریاد بزن که آیا هنوز امیدی هست؟


آن موقع خواهی شنید که هست هست هست...

 

                                                       امید

                      

 

امید

 از چیزی نمی هراسد

حتی

در میان گرداب های ژرف

گل می دهد.

امید

پنهان

پیمان ها را

خوراک

و

قدرت

می بخشد!

                                    

          

   چهار شمع به آهستگی می سوختند،در آن محیط آرام صدای صحبت آنها به گوش می رسید


    شمع اول گفت : من صلح و آرامش هستم،هیچ کسی نمی تواند شعلهَ مرا روشن نگه دارد من    باور     دارم که به زودی می میرم.......سپس شعلهَ صلح و آرامش ضعیف شد تا به کلی خاموش شد.


    شمع دوم گفت:من ایمان واعتقاد هستم،ولی برای بیشتر آدم ها دیگر چیز ضروری در زندگی نیستم پس دلیلی وجود ندارد که دیگرروشن بمانم.........سپس با وزش نسیم ملایمی ایمان نیز خاموش گشت


   شمع سوم با ناراحتی گفت:من عشق هستم ولی توانایی آن را ندارم که دیگر روشن بمانم،انسان  ها من را در حاشیه زندگی خود قرار داده اند و اهمیت مرا درک نمی کنند،آنها حتی فراموش کرده اند که به نزدیک ترین کسان خود عشق
بورزند..............طولی نکشید که عشق نیز خاموش شد


  ناگهان کودکی وارد اتاق شدو سه شمع خاموش را دید،گفت:چرا شما خاموش شده اید،همه انتظار دارند که شما تا آخرین لحظه روشن بمانید.........سپس شروع به گریه کرد...........پــــــــس

  شمع چهارم گفت:نگران نباش تا زمانی که من وجود دارم ما می توانیم بقیه شمع ها را دوباره روشن کنیم،مـن
  امـــید هستم


  با چشمانی که از اشک و شوق می درخشید.....کودک شمع امید را برداشت و بقیهَ شمع ها را روشن کرد

   نور امید هرگز نباید از زندگی شما محو شود

هر یک از ما در این صورت می توانیم امید،ایمان،آرامش و عشق را در خود
زنده نگه داریم

آری...
     تا شقایق هست زندگی باید کرد...!

                                          

         

                                         

                   راستی لطفا نظرتونو راجع به آهنگ وبم هم بگید.ممنون

نوشته شده توسط ساغر در دوشنبه بیست و چهارم تیر 1387 ساعت 2:51 | لینک ثابت |

 

 

ســـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــلام بچه ها

 

خوبید؟

من که همیشه خوبم ولی امروز خیلی خیلی خوبم آخه می دونید امروز چه روزیه؟؟؟؟امروز ۸ خرداد

امروز تولد یکی از بهترین گل های دنیاست و تولد بهترین داداش دنیا

امروز روز تولد

 

                                               

               رز قرمز،بهترین داداش دنیاست

                                              

 

   هوووووووووووووووووووووووررررررررررررررررررررررررررررررررررااااااااااا

 پس باید امروز یه جشن حسابی داشته باشیم،همتون آماده ی جشن هستید؟؟؟؟؟؟؟؟

معلومه که آماده اید،اصلا برای همین اومدید

 

خوب پس بذارید تا داداش رزم نیومده همی چیز رو آماده کنیم. . .

خوب خودم همه چیزو قبلا آماده کردم

      

 

  این هم یه کیک با  ۱۹شمع به خاطر ۱۹ سالگیت گل پسر

                       

  

  حالا چراغارو خاموش می کنم تا تاریک بشه

  همتون حاضرید؟

۱............................۲.........................۳......

 

هووووووووووووووووووووووووووورااااااااااااااااااااا

                   

 

             داداشی تولدت مبارک،خیلی دوستت دارم

     

              SpazSpazSpazSpazSpazSpaz

    آخ جوووووووووووووووووووووووووووووون

 

DrummerDrummerDrummerDrummerDrummerDrummer

                   

         

         پس چرا نشستید؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟تولد رز قرمزه هااااااااااا

   آهااااااااااااااااااا الان بهتر شدددددددددد

            

  

         

        خوب داداشی نمی خوای شمع هارو فوت کنی؟کیکمون آب شد

        ۱..................۲....................۳............................

    هورااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا

         تولد تولد تولدت مبارک مبارک مبارک تولدت مبارک

 

  بیا شمع هارو فوت کن تا ۱۰۰سال زنده باشی

        

             هوووووووووووووووووووووورااااااااااااااااااااااااا

 

    داداشی گولت زدم،هنوز کیک اصلی رو نیاوردم

     

    خوب الان میارم.چشماتو ببند

                  

و این یکیی

                      هووووووووووووووووووررررررررررررررررااااااااااااااااا

    

         خوب الان وقت باز کردن هدیه هاست

   

   

                   

       اوههههههههههههههههههه چقدر هدیه گیرت اومد کلک

        

    

                 

   هووووووووووووووووووورررررررررررررررراااااااااااا

خوب من که خسته نشدم ولی فکر کنم بچه ها خیلی خسته شدن

 

    از همتون ممنون که اومدید و تو این جشن شرکت کردید

 

     باز هم می گم داداشی ۱۹ سالگیت مبارک

 

همتونو دوست دارم

                بای بای

 

نوشته شده توسط ساغر در چهارشنبه هشتم خرداد 1387 ساعت 0:0 | لینک ثابت |

یه پرسپولیس یه ایران

 

                        یه تیم پر از دلیران

 

 گرچه سپاهان قدره

 

                       اما تو میشی قهرمان

 

                                 پرسپولیس

 

       وای خدا باورم نمیشهههههههههههههههه

 

 بالا خره قهرمان شدیممممممممممممممممممم

 

نمی دونید چقدر خوشحالم

 

           ۶ امتیاز هم کم بشه

 

                            پرسپولیس قهرمان میشه

 

           

   ولی حق پرسپولیس بود قهرمان بشه

 

         وااااااااااااااااااااااااااااای خداااااااااااااااااااااااا

 

      قهرماااااااااااااااااااااااااااان قهرمااااااااااااااااااان        

     هووووووراااااااااااااااااااااااا

  

نوشته شده توسط ساغر در شنبه بیست و هشتم اردیبهشت 1387 ساعت 20:1 | لینک ثابت |

                        m

 

آیا سقفی بالای سرت هست؟

نانی برای خوردن

لباسی برای پوشیدن

و ساعتی برای خوابیدن داری؟آری

نامی برای خوانده شدن

کتابی برای آموختن

و دانشی برای یاد دادن داری؟آری

بدنی سلامت برای برداشتن سبد یک پیر زن.

سخنی برای شاد کردن یک کودک

دهانی برای خندیدن و خنداندن داری؟آری

لحظه ای برای حس کردن

قلبی برای دوست داشتن

و خدایی برای پرستیدن داری؟آری

پس خوشبختی بسیار خوشبخت.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

کودکی که آماده تولد بود نزد خدا رفت و از پرسید می گویند که فردا مرا به زمین

می فرستی اما من به این کوچکی و ناتوانی چگونه می توانم برای زندگی آنجا

 بروم؟ خداوند پاسخ داد از میان فرشتگان بیشمارم یکی را برای تو در نظر گرفته ام

 او در انتظار توست و حامی و مراقب تو خواهد بود.

کودک همچنان مردد بود و ادامه داد : اما من اینجا در بهشت جز خندیدن و آواز و

شادی کاری ندارم.

خداوند لبخند زد: فرشته تو برایت آواز خواهد خواند و هر روز به تو لبخند خواهد زد

 تو عشق او را احساس خواهی کرد و شاد خواهی بود.

کودک ادامه داد : من چطور می توانم بفهمم که مردم چه می گویند در حالی که

زبان آنها را نمی دانم؟

خداوند او را نوازش کرد و گفت: فرشته تو زیباترین وشیرین ترین واژه هایی راکه

ممکن است بشنوی در گوش تو زمزمه خواهد کرد و با دقت و صبوری به تو یاد

خواهد داد که چگونه صحبت کنی.

کودک با ناراحتی گفت: اما اگر بخواهم با تو صحبت کنم چه کنم؟

و خداوند برای این سوال هم پاسخی داشت: فرشته ات دستهای تو را در کنار

هم قرار خواهد داد و به تو می آموزد که چگونه دعا کنی .

کودک سرش را برگرداند و پرسید: شنیده ام در زمین انسانهای بد هم زندگی

 می کنند؛ چه کسی از من محافظت خواهد کرد.

خدا گفت فرشته ات از تو محافظت خواهد کرد، حتی اگر به قیمت جانش هم

تمام شود.

کودک ادامه داد: اما من همیشه به این دلیل که نمی توانم تو را ببینم غمگین 

خواهم بود. خداوند لبخند زد و گفت: فرشته ات همیشه درباره من با تو صحبت

خواهد کرد، اگر چه من همشه در کنار تو هستم.

در آن هنگام، بهشت آرام بود اما صداهایی از زمین به گوش می رسید. کودک

 می دانست که بزودی باید سفر خود را آغاز کند. پس سوال آخر را به آرامی از

 خداوند پرسید: خدایا، اگر باید هم اکنون به دنیا بروم لااقل نام فرشته ام را به من

 بگو. خداوند او را نوازش کرد و پاسخ داد: نام فرشته ات اهمیئت ندارد ولی 

می توانی او را مادر صدا کنی ...

                               

 

                              

نوشته شده توسط ساغر در شنبه سی و یکم فروردین 1387 ساعت 11:14 | لینک ثابت |

پرنده اي كه پر كشيد اما رد پايش هم چنان باقي است

در كدامين روز رخت خويش را از دنيا بر بستي و راه ديار غربت را در پيش گرفتي كه صداي پاهاي خسته ات را نشنيديم!

چه قدر پنهان سفر كردي كه حتي رد پاهايت،در يك چشم بر هم زدن پاك شد!

در كدامين فصل از كوچه پس كوچه هاي دل تنگي سفر كردي كه حتي عطر سرد و ساكت زمستان با تمام تازيانه هايش نتوانست عطر وجودت را پاك كند!

از كدامين درياچه ي محبت آب نوشيده اي كه وقتي از كنارمان رفتي ديگر عطر محبت به مشاممان نرسيد!

اي دوست!بي شك خداوند جاي خالي وجودت را در كنارش حس مي كرد كه جايت را ميان اين قلب ها خالي گذاشته است!

تو پر كشيدي و رفتي ولي اينجا چشم هايمان را اشكبار و قلب هايمان را دردناك كردي.

عجب روزگار عجيبي است!

در آسمان شادي و در زمين غم!!!! چه قدر ساده رهايمان كردي!

فرشتگان براي بازگشت فرشته اي ديگر پايكوبي مي كنند!

اما....اما اينجا براي پرواز آن فرشته به سوي آسمان ها شيون مي زنند!شيون هايي كه آوايش تا هفتمين آسمان مي رود.

چه سخت است،از دست دادن شاخه گلي كه شكفته شدنش را ديده اي!

چه سخت است،لمس دستان گرم كسي كه دستانش براي هميشه به سردي گراييده!

گويند آب حيات بخش است،اما اينبار زندگي را در خور فرو برد و مرگ را فرياد كشيد!آسمان از غم پرپر شدن يك زندگي مي بارد و زبانه هاي آتش،غم فقدان عزيزي و لحظه لحظه هاي بودن با او را مي سوزاند و تكه كاغذ هاي روزگار،بودنش را همراه باد به اطراف مي برد،آنجا كه انتظارش را مي كشند!

افسوس كه زندگي جاودانه ي شقايق ها نيز تاب اين درد را نداشت و در بيست و پنجمين روز از اسفند سال 82،عمر خود را به دست خاك سپرد.

در اين روز بود كه تمام عاشقانِ چهره اش،نقابي سوزنده به چهره كشيدند.آنقدر آتش دوري معشوق شعله گرفت كه به قلب عاشقان رسيد و خاطرات وجودش را از بين برد و تمام آرزوهايش را تكه تكه كرد!

مهدي كه چند صبايي بود ستاره ي جواني اش در آسمان خداوند چشمك مي زد،نمي دانست كه فرشته ي مرگ،گويِ جواني اش را از دستانش خواهد ربود!نمي دانست آرزوهايش همه ناتمام خواهند ماند!

شايد اگر مي دانست رفتنش،عزيزانش را مانند شمعي،ذره ذره مي سوزاند،هيچ گاه كوله بار سفر نمي بست و از ديار تيره و تار به سرزمين روشني كوچ نمي كرد.

چه زمانه ي غريبي است!!!!!

برادر نام برادر را فرياد مي زند،نام او را اكنون ميان چنگ خاك اسير شده و خانه و زمانه را تنها گذاشته است!!

برادري كه با خنده ها و نفس هاي برادرش زندگي مي كرد،چگونه مي تواند جاي خالي او را تحمل كند؟چگونه مي تواند با قاب عكس بي روحش زندگي كند؟؟؟؟؟

چه كسي پاسخ شيون هاي مادر را مي دهد؟مادري كه به هر سو مي نگرد خاطرات جوان بيست ساله اش را حس مي كند!

مادر چگونه مي تواند رويا ي محبت گل پرپر شده اش را از دلش بيرون كند؟چرا كسي نيست سوال هاي بي پاسخ مادر را جواب بدهد؟چرا كسي نيست قلب شكسته شده اش را تسكين بدهد؟چرا كسي مرهمي بر دل غم زده اش نمي گذارد؟

25 اسفند چه روز سختي است براي مادر!روزي كه برايش يادآور جوان بيست ساله اش بود!

كاش باران ببارد.........!كاش باران ببارد از اين غصه.......! و  اي كاش آسمان مهدي را تنها نگذارد!!! 

نوشته شده توسط ساغر در پنجشنبه بیست و سوم اسفند 1386 ساعت 12:25 | لینک ثابت |

Happy Valentine's Day

 نمونه از بهترين عبارات عاشقانه

1) "ما نه براي يافتن فردي کامل، بلکه براي ديدن کامل يک فرد ناکامل عاشق ميشويم." – سام کين

2) "من باور دارم که دو انسان از قلبشان به هم متصلند، و مهم نيست که چه کار مي کنيد، که هستيد و کجا زندگي مي کنيد؛ اگر مقدر شده که دو نفر با هم باشند، هيچ مرز و مانعي بين آنها وجود نخواهد داشت." – جوليا رابرتز

3) "دوستت دارم نه به خاطر اينکه چه کسي هستي، به اين خاطر که وقتي با توام چه کسي ميشوم." – ناشناس

4) "زندگي به ما آموخته که عشق در نگاه خيره به يکديگر نيست، بلکه در يک سو نگريستن است." – آنتونيو دو سنت اگزوپري

5) "در عشق حقيقي، کوتاهترين فاصله بسيار طولاني است و از طولاني ترين فاصله ها مي توان پل زد." –هانس نوون

6) "عشق يعني وقتي دور هستيد دلتنگ شويد اما از درون احساس گرما کنيد چون در قلبتان به هم نزديکيد." –کي نودسن

7) "اگر هر بار که لبخند بر لبانم مي نشاني، مي توانستم به آسمان بروم و ستاره اي بچينم، آسمان شب ديگر مثل کف دست بود." – ناشناس

8) "بهترين و زيباترين چيزها در دنيا قابل ديدن و لمس کردن نيستند—بايد آنها را با قلبتان احساس کنيد." –هلن کلر

9) "اين عشق نيست که دنيا را مي چرخاند، عشق چيزي است که چرخش آنرا ارزشمند مي کند." – فرانکلين پي جونز

10) "اگر معناي عشق را مي فهمم، همه به خاطر توست." – هرمان هسه

                             

                  Happy Valentine's Day

         

     

تعریف عشق

عشق یعنی شیفتگی دلدادگی دلبستگی و دوستی مفرط.

عشق جاذبه است کششی طوفانی که جانهای مضطرب را زندگی تازه می بخشد.

عشق را از عشقه گرفته اند.عشقه گیاهی است که در باغ میروید در کنار درخت.اول ریشه را در زمین محکم میکند سپس سر از زمین برمیاورد و سرتاسر درخت را در بر میگیرد وچنان درخت را در شکنجه میگشد که نم در میان رگهای درخت نمیماند و هر گونه غذا که به واسته اب و هوا به درخت میرسد را به تاراج میبرد تا انگاه که درخت خشک شود.

زندگی بال وپری دارد با وسعت مرگ و پرشی دارد اندازه عشق.

زندگی خوابی است و عشق رویای ان.

عشق های اتشین از کمبود محبت و عاطفه در زندگی نشات میگیرند

عشق چراغ راه زندگی است.

عشق اتش است اگر نباشد خانه سرد و تاریک است اما اگر بیجا افتد خانه وخانمان را میسوزاند.

دوزخ یعنی دیگر عاشق نبودن.

برای مرد عشق لذت زندگی است اما برای زن عشق خود زندگی میباشد.

عشق معمار عالم است.

در زندگی فقط یک خوشبختی وجود دارد.عشق بورزیم و بما عشق بورزند

بیشتر از آنچه که تصورش را میکنی دوستت دارم و بیشتر از آنچه باور داری عاشقت هستم

بيشتر از هر عشقي بر تو عاشقم و بيشتر از هر ديوانه اي مجنون تو هستم.

عزيزم من محتاج تو هستم و بدون تو زندگي برايم مفهومي جز تاريكي و سياهي

ندارد!

دوستت دارم چونكه ميدانم تو نيز مرا دوست ميداري ، دوستت دارم چونكه مرا باور

داري و مرا لايق آن قلب پر از محبتت ميداني!

تنها آرزويم اين است كه تا آخرين لحظه زندگي ام در كنارتو باشم و جز اين از خداي

خويش هيچ آرزويي را ندارم

عزيزم اين قلب كوچك و پر از عشق من تنها هديه اي است از طرف من به

تو!

از تمام دنيا تنها همين قلب كوچك را دارم ، همين و بس!



عزيزم تا پايان با تو مي مانم چونكه تنها تو هستي كه معناي واقعي عشق را به من

ابراز كردي و آموختي!

آموختي كه عشق يعني تا پايان زندگي ماندن و تا پايان زندگي دوست داشتن!

عزيزم به جز تو كسي براي من دوست داشتني نيست و به جز تو كسي لايق اين

قلب بي طاقت من نيست

هر جاي دنيا كه هستي بدان كه در اين دنياي بزرگ كسي هست كه عاشق و ديوانه

تو مي باشد !

هر جاي دنيا كه هستي بدان كه من به انتظار تو مي مانم تا تو را ببينم و در آغوش

خود بفشارم!

عزيزم دنيا خيلي بزرگ است ، اين دنيا پر از عاشق و معشوق است ، پر از ليلي و

مجنون است، اما همه عاشقان يك سو ، و من و تو نيز يك سوي ديگريم!

عزيزم تو دومين قبله عبادت مني و در همه لحظه ها بعد از خدا تو را عبادت ميكنم!

عزيزم بدون تو ،جايي در اين دنياي بزرگ ندارم ، و تنهاتر از من ديگر تنهايي نيست!

تو همان دنياي مني عزيزم ، به هر زيبايي هاي اين دنيا كه مي نگرم تو را ميبينم .

دوستت دارم عزيزم خيلي دوستت دارم ، آنقدر دوستت دارم كه ديگر هيچگونه جاي

ابرازي براي آن نيست!



با تو پر از اميدم ، و رنگ خوشبختي را خوش رنگ از گذشته مي بينم

با تو قلب من خوشبخت ترين قلب دنياست ، با تو اين دنيا برايم همان بهشت است!

عزيزم دوستت دارم … چون كه در ميان اينهمه عاشقان تو توانستي بماني با قلبم ،

بسازي با احساسم و درك كني زندگي ام را !

عزيزم دوستت دارم… چون كه اين قلب كوچك و پر از عشق مرا در قلبت طلسم كرده

اي و نگذاشتي هيچ كس ديگر قلب مرا از تو بگيرد !

اينبار با فرياد ، با چشمهاي گريان ، با قلبي عاشق ، با اراده و با احساسي پرا از

دوست داشتن ميگويم كه دوستت دارم تا همه عاشقان فرياد مرا بشنوند و به من

بنگرند و شرمنده شوند

                                            

به گل گفتم: "عشق چيست؟" گفت: "از من خوشگل تر است..."


به پروانه گفتم: "عشق چيست؟" گفت: "از من زيبا تر است..."


به شمع گفتم: "عشق چيست؟" گفت: "از من سوزان تر است..."


به عشق گفتم: "آخر تو چيستي؟" گفت: "نگاهي بيش نيستم

   

 

                                    

                               

                     

    من که عاشق نیستم ولی این روز رو به همه ی ولنتاین های دنیا تبریک می گم.

                              

نوشته شده توسط ساغر در پنجشنبه بیست و پنجم بهمن 1386 ساعت 1:3 | لینک ثابت |

ســـــــــــــــــــــلام دوست های گلم

 

اگه گفتید امروز چه روزیه

 

امروز :                         

 

 تـــــــــــــــــــــــولد منـــــــــــــــه

                                                                  

تولد تولد تولدم مبارک.

 

حالا دست دست دست.شلهااااااااااا الکی نیستا تولد

 

منه           

 

شانس آوردید که خدا منو آفرید وگرنه الان تولد کیو

 

می خواستید تبریک بگید

 

۱۳ آذر تولدم مبارک   

 

حالا از نوازنده های عزیز در خواست می کنیم یه کمی

 

برامون بنوازند.                    

 

             

 

نمی دونم چرا نوازنده هامون این قدر بد اخلاقن

 

 

اگه گفتید حالا نوبت چیه

 

الان نوبت کیک خوردنه

 

هورااااااااااااااااااااا

              

 

الان کیک رو میارم.

 

  

 هورااااااااااااااااااااااااااا

 

حالا باید شمع ها رو فوت کنم.

   ۱..................۲......................۳..........

هورااااااااااااااااااااااااا       

 

تولـــــــــــد تولــــــــــــــد تولـــــــــــــــدم مبارک  

 

SpazSpazSpazSpazSpazSpazSpazSpazSpazSpaz

 

Drummer  DrummerDrummer Drummer Drummer Drummer

 

حالا نوبت هدیه هاست

 

راستی هر کی دیر برسه کیک گیرش نمیادا(حالا شما

 

بیاین من پارتی بازی می کنم)

 

خوب حالا هدیه ها

 

 

                            

 

                  

 

 

 این هم واسه اونایی که دیر رسیدن

                               

 

  این هم واسه اونایی که خیلی دیر رسیدن

                              

 خوب دیگه دست همه تون درد نکنه خیلی خوش

 

گذشتخسته شدید.

 

          خوب دیگه جشن تموم شد به افتخار خودتون یه کف بزنید.