گریه نکن عزیزم بخدا خیالی نیست...
تو بودی غرور داشتی چشات چرا شده خیس....
فکر کردی بیتر از اینم پیدا می شه تو دنیا...
حالا بگرد تو خیالت بین اون همه رویا...
مگه عشقت نبود مگه نفس نبود چرا پیچوندیش...
مگه عروسک نازت نبود چرا سوزوندیش...
یادته بهت گفت می دونی پرستش یعنی چی ....
الان هم داره میگه قدرم کی دونست کی....
پشیمونی ولی جدایی فایده ای نداره...
فقط حسرت دیدنشو به چشمات می زاره...
بعید فرشته ها مثل اونو بیارن ...
بس کن مغرور چقدر اشک ببارن...
نوشته شده توسط ساغر در پنجشنبه بیست و هفتم مهر 1385 ساعت 15:10 |
لینک ثابت |